صائن الدين على بن تركه

147

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

آن به خدا پناه برد ، فقرى است كه انسان به خاطر آن نتواند نيازهاى اوليه را هم برآورده كند و در نتيجه محتاج مردم شود اما آنچه كه موجب فخر پيامبر است فقر و نياز او به خداوند است زيرا هيچ يك از پيامبران نتوانسته‌اند به‌اندازهء پيامبر اسلام از دنيا منقطع شوند و به حضرت الوهيت تقرب جويند . از اين رو ، فقر او از فقر همهء انبيا كامل‌تر بوده است . شيخ قمى اشاره مىكند كه غزالى ، راوندى و مجلسى هم به اين مفاهيم توجه داشته‌اند ( نگاه كنيد به : سفينة البحار ، ج 2 ، ص 378 ) . ص 82 ، س 7 : اللهم أحيني مسكينا . . . : پيامبر ( ص ) در دعاى خويش مىگفت : « اللّهم أحيني مسكينا و أمتني مسكينا و احشرني في زمرة المساكين » ( سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1382 ؛ سفينة البحار ، ج 2 ، ص 378 ؛ فيض القدير ، ج 2 ، ص 152 ) . اين حديث با كمى تفاوت در جامع الصغير ، ج 1 ، ص 185 ، نيز آمده است : « اللهم أحيني مسكينا و توفّني مسكينا و احشرني في زمرة المساكين و إنّ أشقى الأشقياء من اجتمع عليه فقر الدنيا و عذاب الآخرة » . ترجمه : خدايا مسكينم زنده دار و مسكينم بميران و با مسكينان محشورم كن كه همانا تيره‌بخت‌ترين تيره‌بختان كسى است كه فقر دنيا و عذاب آخرت بر او جمع شده باشد . ص 82 ، س 14 : و لم أر من عيوب . . . : از عيبهاى مردم چيزى را مانند ناتمام گذاردن كسانى كه قادر به اتمام هستند نمىبينم . شعر از متنبى است . ص 82 ، س 19 : چه تاب مجلس . . . : در غزليات امير خسرو دهلوى چنين ضبط شده است : چه تاب جرعهء دردىكشان عشق آرد * تنك‌دلى كه هم از بوى بىخبر گردد ص 83 ، س 4 - 5 : نيست جز صدق . . . : شعر از اوحدى مراغه‌اى است . ص 83 ، س 14 - 15 : از تو نيايد به تويى . . . : شعر از مخزن الاسرار نظامى ، صص 48 - 49 ، است . ص 83 ، س 21 : مگس قند و پروانه . . . : شعر از امير خسرو دهلوى است . ص 84 ، س 4 : در خسرو و شيرين نظامى ، ص 8 چنين ضبط شده است : و گرنه ما كدامين خاك باشيم * كه از ديوان تو رنگى ( گردى ) تراشيم ص 84 ، س 7 : چو آمد يار مهرويم . . . : از غزلهاى مولاناست و مصرع دوم چنين است : چو هر خارى ازو گل شد چرا من ياسمن باشم .